بازکاوی معناشناختی «اصل مثبت»

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه تهران

2 شهید مطهری

3 پژوهشکده امام خمینی(ره)

چکیده

«اصل مثبِت»، بحثی اصولی با کارکردهای فراوان است که قریب به اتفاق اصولیان متأخر، آن را در ضمن تنبیهات اصل استصحاب مطرح ساخته و نسبت به حجیت آن اختلاف‌نظر دارند. موضوعی که استصحاب می‌شود، می‌تواند با خود لازم، ملازم یا ملزومی غیرشرعی (عقلی یا عادی) داشته باشد که اثبات هر یک از این امور خارجی برای موضوع، منوط به حجیت اصل مثبت است. اگر اصل مثبت حجت باشد، هر یک از این امور برای موضوع ثابت شده و خود می‌تواند منشأ اثبات حکم شرعی دیگری شود، در غیر این صورت، با استصحاب، تنها امور شرعی بی‌واسطه می‌توانند بر مستصحب مترتب گردند.
ازآنجاکه اصولیان در تعریف اصل مثبت با یکدیگر همداستان نیستند، لذا ضروری می‌نماید پیش از هرگونه بحثی پیرامون حجیت اصل مثبت، تعریفی جامع از آن ارائه شود.
به‌علاوه، این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی به این یافته‌ها دست می‌یابد که اولاً در کنار وسائط «عقلی» و «عادی»، واسطه «اتفاقی» نیز می‌تواند در زمره مثبَتات اصل استصحاب قرار گیرد؛ ثانیاً در جریان اصل مثبت، مستصحب علاوه بر موضوع، می‌تواند حکم (چه تکلیفی و چه وضعی) نیز باشد و ثالثاً جریان اصل مثبت اساساً اختصاصی به استصحاب نداشته و این اصل می‌تواند در سایر اصول غیرلفظی نیز جریان پیدا کند.

کلیدواژه‌ها



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از تاریخ 01 مرداد 1401
  • تاریخ دریافت: 23 خرداد 1399
  • تاریخ بازنگری: 16 دی 1399
  • تاریخ پذیرش: 21 فروردین 1400