«تبنی» یا «فرزندخواندگی»؛ یعنی فردی طفلی را که فرزند طبیعی او نیست به فرزندی بپذیرد. قرابت ایجادشده بین فرزندخوانده و فرزندپذیر صرفاً قرابتی حقوقی است. فرزندخواندگی ازجمله مسائلی است که امروزه در نظامهای حقوقی دنیا پذیرفته شده و در شریعت قبل از اسلام، متداول و تا اوایل اسلام نیز متعارف بوده است، لکن قرآن کریم اطلاق فرزندخواندگی را نفی کرده و آن را محدود دانسته است.
هدف این نوشتار پاسخ به این سؤال است که آیا امکان دارد به قاعدۀ نفی عسروحرج برای مشروعیتبخشیدن به فرزندخواندگی استناد کرد یا خیر؟
در اسلام فرزندخواندگی بهعنوان حکم اولیه پذیرفته نشده است. آنچه که بیشتر مدِّنظر است بررسی مسئله از منظر حکم ثانویه است که حاصل این پژوهش با روش توصیفیتحلیلی این است که اگر عسروحرج شخصی باشد اصل فرزندخواندگی پذیرفته میشود و در مرحلهٔ بعد از پذیرش اگر اجرای راهکارهای محرمیت بین فرزندخوانده و فرزندپذیران ممکن نباشد و رعایت برخی از احکام شرعی، مانند پوشش و نگاه و لمس در روابط خانوادگی مشقتآور باشد، تاحدیکه عرف باتوجهبه ویژگیهای این افراد سختی را تأیید کند، لزوم رعایت این احکام رفع میشود تا حدی که حرج را برطرف سازد.