در منهج تجمیع قرائنی، هر عاملی که بتواند حتی بهنحو ضعیفی برای کشف حکم قرینگی کند، مورد التفات فقیه قرار میگیرد. این نکته نیز قابل توجه است که از منظر شیخ انصاری، حتی از توافق چند فقیه معدود نیز امکان رسیدن به حکم شرعی وجود دارد. هر یک از آن چند فقیه، اگر سهمی در ایجاد این اطمینان داشته باشند، گاه ممکن است سهم یکی از آنها سهم ویژهای باشد یعنی یکی از آنها در ایجاد این اطمینان، اثر بیشتری نهاده باشد. میتوان گفت برای فقیهانی که در منهج تجمیع قرائنی، تفقّه میکنند دیدگاهها، استدلالها یا رویکردهای فقهی یک فقیه خاص، حداقل در پارهای موارد، میتواند قرینگی قابل توجّهی در کشف حکم شرعی داشته باشد. فقیه اعتمادبرانگیزی که دیدگاههایش بیشترین قرینگی را در منظومه فقهیِ یک فقیهِ تجمیعِ قرائنی ایفا کند، برای آن فقیهِ تجمیعِ قرائنی، فقیه تراز محسوب میشود. فرضیه تحقیق این است که در منظومه فقهی شیخ انصاری ره، علامه حلی ره همان فقیه ترازی است که دیدگاههایش بیشترین قرینگی را به سوی کشف حکم شرعی داشته است. برای اثبات این ادعا، از آثار فقهی شیخ انصاری ره کتاب المکاسب را انتخاب شده و اطلاعات با روش کتابخانهای تجمیع و فرضیه ا شیوه تحلیلی توصیفی، اثبات شده است.
عشایری منفرد,محمد . (1404). جایگاه "فقیه اعتمادبرانگیز واحد" در منهج تراکم ظنونی (مطالعه موردی جایگاه علامه حلی در منهج شیخ انصاری). (e47745). فقه و اصول (Fiqh va uṣūl), (), e47745 doi: 10.22067/jfiqh.2025.94506.2019
MLA
عشایری منفرد,محمد . "جایگاه "فقیه اعتمادبرانگیز واحد" در منهج تراکم ظنونی (مطالعه موردی جایگاه علامه حلی در منهج شیخ انصاری)" .e47745 , فقه و اصول (Fiqh va uṣūl), , , 1404, e47745. doi: 10.22067/jfiqh.2025.94506.2019
HARVARD
عشایری منفرد محمد. (1404). 'جایگاه "فقیه اعتمادبرانگیز واحد" در منهج تراکم ظنونی (مطالعه موردی جایگاه علامه حلی در منهج شیخ انصاری)', فقه و اصول (Fiqh va uṣūl), (), e47745. doi: 10.22067/jfiqh.2025.94506.2019
CHICAGO
محمد عشایری منفرد, "جایگاه "فقیه اعتمادبرانگیز واحد" در منهج تراکم ظنونی (مطالعه موردی جایگاه علامه حلی در منهج شیخ انصاری)," فقه و اصول (Fiqh va uṣūl), (1404): e47745, doi: 10.22067/jfiqh.2025.94506.2019
VANCOUVER
عشایری منفرد محمد. جایگاه "فقیه اعتمادبرانگیز واحد" در منهج تراکم ظنونی (مطالعه موردی جایگاه علامه حلی در منهج شیخ انصاری). JFU. 1404;():e47745. doi: 10.22067/jfiqh.2025.94506.2019