اعتبار کفائت در نکاح و تفسیر آن به ایمان در فقه امامیه، اجماعی است. بااینحال، در مسئلۀ نکاح زن مؤمنه با مرد مخالف، گروهی قائل به عدم جواز و گروهی قائل به جواز شدهاند. در این میان، صاحب جواهر در یکی از تاثیرگذارترین تحریرهای بحث، با تفسیر واژۀ ایمان به اسلام و جدید خواندن ایمان بالمعنی الأخص، جزو قائلان به جواز به شمار میرود. در این جستار، ابتدا با تحلیل انتقادی مبانی جواهر الکلام، نشان داده شد چنین مبنایی در تحلیل تاریخی و تحلیل سازگاریِ درونی خالی از اشکال نیست. سپس، با مطرح کردن مسئلۀ حجیت مانع مستقل، صورت جدیدی از محل نزاع ارائه شد. این پیشروی با روشِ تحلیلی-استدلالی و با تکیه بر مطالعهٔ کتابخانهای و گردآوریِ متونِ فقهیِ دسته اول امامیه سامان یافته است. تحلیلها نشان می دهد ادعایِ تازگیِ اصطلاحِ ایمانِ بالمعنی الأخص با شواهدِ متراکمِ فقهی، حدیثی و کتابشناختی ناسازگار است؛ همچنین متنِ جواهر از دَوَرانِ منطقی، رویارویی ناتمام با اجماعِ قدما و تهافت درونی خالی نیست. مهمتر: اثباتِ این نکته که حتی با تسلیمِ کاملِ مبنایِ جواهر، امکانِ اثباتِ عدم جواز از طریقِ مانعی مستقل در قالبِ نظریهٔ تزاحمِ مصالح و ادلهٔ روایی و اصولیِ متعدد، در رأسِ آنها صحیحهٔ عبدالله بن سنان، همچنان باز میماند.