سرایت حکم تغذیه با پودر خون به فرآوردههای دامی، چالشی فقهی نوین در صنعت دامپروری است که با ورود محصولات خوکی، ضرورت آن دوچندان میگردد. این پژوهش بهروش توصیفی تحلیلی با هدف تبیین نقش استحاله، تفکیک منشأ و اصول عملیه در تعیین حکم تکلیفی مصرف این فرآوردهها، سامان یافته است. یافتهها نشان میدهد که استحاله در فرآیند تولید محقق نمیشود و عنوان «جلّال» قابل تطبیق نیست. در فرض منشأ غیرخوکی، تنقیح مناط از ادلّه نهی از خوراندن بول و خمر ناکارآمد است و روایت ابوبصیر، صرفاً بر کراهت خوراندن دلالت دارد که به فرآورده نهایی سرایت نمیکند؛ ازاینرو، مصرف این فرآوردهها جایز است. در فرض منشأ خوکی، با تنقیح مناط از ادلّه «لبن خنزیر»، حرمت قطعی فرآوردههای دامی، مشروط به تحقّق «اشتداد لحم و عظم» ثابت میگردد و در فرض شک در منشأ، استصحاب طهارت و قاعده سوق مسلمین، بر جواز مصرف حکم میکنند. این پژوهش دو نوآوری اساسی دارد: نخست، تفکیک دقیق منشأ پودر خون به سه فرض (خوکی، غیرخوکی و مشکوک) و اثبات تأثیر این تفکیک در حکم نهایی؛ دوم، تفکیک میان «حکم تکلیفی خوراندن» و «حکم مصرف فرآورده» و اثبات عدم ملازمه، که رویکردی نوین در استنباط احکام زنجیرهی تولید غذای حلال محسوب میشود.